فهرست اسامی همه مترادف
میان مترادف: در میان.میانه داخلی مرکز، ضخامت، هاب، سینه، قلب، هسته، چشم، هسته.میان برداشتن مترادف: غلبه بر غلبه پایمال، شکست، بهترین، بدترین حالت، تسخیر، پیروز شدن بر، تسخیر، غالب شدن، سرنگونی.میان وعده مترادف: رفع خستگی انجام، میترا، جاده نوش چیز عالی، نیش، چای، قهوه شکسته، مرسل، لقمه، ناهار.میان پرده مترادف: این فاصله، زنگ تفریح، مکث، مهلت شکستن، موقت، وقفه، entr'acte، فترت، انتقال، پل.میانگین مترادف: هنجار، استاندارد، قانون اجرای حزب.ميانگين، ميانه، میانه، مرکز، متوسط.عادی، معمولی، استاندارد رایج متوسط معمولی، منظم، معمولی، unexceptional متوسط، middling، عادلانه، قابل قبول، so-so.میانی مترادف: عادی.میترا مترادف: میان وعده.میتینگ مترادف: پیوندی.میثاق مترادف: وعده توافق، قرارداد، تعهد، متعهد تصریح، مقرون به صرفه، درگیر.جمع و جور، توافق قرارداد وعده تعهد مقرون به صرفه تنظیم درک پیمان, پیمان.میخ سرپهن کوچک مترادف: ببندید، ضمیمه, امن, پین, ناخن, کلیپ گیره.ناخن، براد, اطلاعات, فرش میخ سرپهن کوچک، پین, pushpin.البته جهت سیاست خط...میخانه مترادف: میخانه، نوار.مسافرخانه سالن، roadhouse عمومی خانه، میخانه، بستر، نوار، تسلیم، taproom، رستوران، کاباره، جین میل.میخواستند مترادف: ناتوان نا مناسب، ناکافی, بی اثر, ماهر بی حد و حصر، ناشایست،، unhandy، maladroit، bungling.میخواهم مترادف: restate، بررسی، روکش، خلاصه کردن، خلاصه، فرار از طریق تکرار، rephrase، بازشماری، تکرار، طرح، بهگزارش، در محفظهای قرار دادن.میخکوب کردن محکم کردن مترادف: طرح تورم، پین نقطه، چوب، میله، دستگیره، رئیس، دکمه، گل میخ، خار، قلاب، شفت، شمع، سهام، داربست.پین رویه ناخن،...میدان مترادف: میدان، بازار، بازار، ریالتو، محل، پیازا، مرکز خرید، مشترک، پارک، دادگاه، تبادل.حتی تنظیم تنظیم، راست، حل و...میدان اسب دوانی مترادف: ورزشگاه.میدان دید مترادف: محدوده میزان، محدوده قلمرو، سلطه، دامنه، مدار، کن، رسیدن، طیف، منطقه، امپراتوری، خاک، زمینه، عرصه.بررسی اجمالی, درک, چشم انداز منظر تجربه زاويه نگرش, نقطه, مشاهده, ديدگاه, کج, زاویه.میدوی مترادف: اواسط مرکزی میانه ميانگين، داخلی، متوسط، نیمه راه، midmost، فاصله کانونی, داخل, دارای مسافت مساوی دخالت.میراث مترادف: ترکه املاک و وراثت، تدبیر، ترکه.منقول حقوق ولادت، بخش، املاک، وقف میراث, ارث, heritance، ترکه.حقوق ولادت، میراث، وقف، رجعت، الگوها،، منقول، وراثت.میزان مترادف: رسیدن به اندازه، اندازه گیری، دهانه فاصله، ابعاد، قدر، درجه، شدت، دامنه، محدوده، قطب نما، منطقه، دوره، دامنه.میزبان مترادف: بسیاری ازدحام لژیون، جمعیت، ارتش، ازدحام، دسته، ماشین سواری، سیل، کهکشان، بی شمار، سوار.میل مترادف: شهوت شور، اشتها، شهوت، lechery ین، libidinousness، تمایلات جنسی، تب و تاب، amorousness، carnality.علاقه طعم، اولویت، جانبدارى...میل شدید مترادف: تمایل گرايش عادت، روشن، خم، تکیه، تعصب، proneness، آمادگی، استعداد، میل، proclivity، استعداد، جانبدارى، رجحان.میل لنگ مترادف: grouch، خرچنگ، چوبکاری کردن بخیل grump sourpuss خرمگس معرکه crosspatch، sorehead.خارج از مرکز، فرض عجیب و غریب، خل، مهره، دمدمی مزاجی، weirdo، شخصیت، چیز عجیب و غریب.میلتون(١١) مترادف: آموزشی الرجيم داد و بیداد کن، nitpicking، punctilious، donnish، موشکافی کردن، captious، هیات علمی، نيروهاي، مغلق، bookish، مدرسه ای، آموخته، علمی، فکری.میلی مترادف: تمایلی بدهي، disinclined، تمایلی indisposed، لوث برابر، ضد، خصمانه، مخالف.میلیمتر، مترادف: مذاب حل گرم شدن، liquesce، deliquesce.میمون مترادف: تقلید تقلید تقلید، کپی، اکو، آینه، طوطی، تقلبی، مسخره تقلید مسخره امیز.میمون با مترادف: trifle فضولی، مداخله، احمق، کمانچه سرهم بندی کردن، تداخل، بررسی، اکتشاف، رسیدگی، بهم زدن به، ظروف سرباز یا مسافر با.میمون کسب و کار مترادف: horseplay hijinks jinx بالا، tomfoolery، boisterousness، clowning در، فساد، کیپر،، buffoonery، skylarking، roguery، shenanigans، monkeyshines.مینی مترادف: مینیاتور.مینیاتور مترادف: کوچک مقیاس کوچک, کوچک, دقیقه, کوچک, کوچک, کوتوله, بچه کوچک میکروسکوپی، کوچولو، ریزه اندام، کوچک.میهن پرستی مترادف: وفاداری loyalism، ناسیونالیسم، اهتزاز پرچم شووينيسم، جينگوئيسم.میوه مترادف: عملکرد محصول برداشت، تولید، تولید، بازگشت، پاداش، پیامد، موضوع، نتیجه، نتیجه، سود، سود، مزیت.میکرب کش مترادف: ضد عفونی کننده، باکتری کش، ضد عفونی کننده، پیشگیری کننده آنتی بیوتیک.