تعمیر مترادف: بازیابی تعمیر، ترمیم، recondition، تعمیرات اساسی تازه، نوسازی، تجدید، بروزآوری، پچ، موتور را تنظیم کردن، وصله...
تعمیر و نگهداری مترادف: پشتیبانی، هزینه نگهداری و تعمیر, پشتیبان گیری, پرداخت, معاش, مقررات, نگه داشتن, بازداشت, روزی, لوازم, نسبت به ضروريات.تعمیر، تعمیر خوب سرویس نگهداری وضعیت custodianship، حفاظت از محیط زیست.
تعمیرات اساسی مترادف: بازرسی تعمیر، بررسی نوسازی، بررسی، تست، تعمیر، بازیابی، بیش از، recondition خدمات.معاینه رفتن بیش از, بررسی, تعمیر, reconditioning, نوسازی, خدماتی.
تعهد مترادف: دخالت پایبندی خود گذشتگی، فداکاری، espousal، تعامل.بدهی، تعهد، بار، اوراق قرضه، قید و شرطی، مسئولیت، توافق،...
تعویق مترادف: تسلیم تاخیر، قرار دادن قفسه، اقامت، تعلیق.
تعيين مترادف: اراده حل و فصل، استحکام اميد،، purposefulness، فداکاری، سرسختی، single-mindedness، قدرت، استقامت، شجاعت، ستون فقرات، شن،...
تعیین مترادف: نشان می دهد، نام مشخص، دلالت مشخص، دلالت، particularize، تماس، دوبله، توصیف، تمایز، signalize، اشاره به, individualize, اشاره,...
تغييرناپذير مترادف: تغییر ناپذیر تغییرناپذیر ثابت، تغییر ناپذیر، ثابت، دائم، ثابت قدم، بخت، برگشت، انعطاف ناپذیر، ironclad, غیر قابل فسخ، جبران ناپذیر است.
تغییر مترادف: قنداق کردن.inconstant و لرزان و متزلزل، نامشخص است، متغیر، متزلزل، چالاک، احساسی، گوناگون، انتروتوكسيژنيك، هوس...
تغییر شکل مترادف: تحریف.، نشان داد منحرف تحریف شده ناقص، awry، خم، با گوشهء چشم، unshapely، کج، ناخوشایند، فلج، disfigured، پیچ خورده، غیرجذاب، زشت، غریب، غیر طبیعی.
نقطه: Sully ادبیاتی، Mar نخواهم، لکه دار کردن، Stigmatize، بی اعتبار، لام، تهمت، پاكدامن، Blacken, هدف مستقیم آموزش، سطح، پرتو، صورت، تبدیل، تعمیر تمرکز, گسل کمبود، نقص، لکه دار کردن،...