ترتیب مترادف: طرح آماده، تدبیر، تدوین، رسم نقشه، سازماندهی، prearrange، راه اندازی.سفارش مرتبه سازماندهی، تراز، مرتب، راست، فرم، طراحی، موقعیت.حل و فصل کار کردن، تنظیم، تعمیر، حل و فصل راست، واسطه.
ترجمه مترادف: تفسیر، تجدید نظر، بیان، تفسیر، براق، تحول، بازسازی، رندر، تفسیر، تغییر، تغییر، اصلاح، تبدیل، تبدیل، تقدم و تاخر، توضیح، ساده، روشن، دگردیسی، تقدم و تاخر.
ترجمه و بومی سازی مترادف: محدود کردهاید، اختصاص، دقت، نقطه قراردهند، محدود، بازگرداندن، محدود، شامل، تمرکز، قرنطینه، جلوگیری، محدود.
ترجمه کنید مترادف: رندر يا ترجمه و تفسیر, تفسیر، توضیح، طلسم را به خارج، ساده، reword، rephrase، ميرساند، کشف، رمزگشایی، روشن، تعریف،...
ترجمهناپذيري مترادف: مخمصه معضل مخمصه، perplexity، گیجی، گرفتاری، تعمیر، جم، بن بست، عدم قطعیت، مشکل، شک، بحران، باتلاق، لانه زنبور.
ترجیح داده شده مترادف: بهتر worthier برتر مورد علاقه، choicer، مطلوب، جذاب، سودمند است.
ترجیح می دهند مترادف: به نفع انتخاب انتخاب، انتخاب، انتخاب، فانتزی، تنها از، برای انتخاب کردن.پیش ترویج بالا بردن، بالا بردن، ارتقاء، aggrandize، فارغ التحصیل.