تَمبُجرَبهي مترادف: بسته کردن مطبوعات، مسائل خودرا برای امتحان اماده, رم, فشار با نوک انگشت، پوند.
تپه مترادف: ارتفاع افزایش، تپه پشته، شمع، hummock، برامدگی در سطح صاف، قوز کردن، کوه، knoll، برجستگی.پشته, شمع, جرم, تجمع, پشته، ریک، تپه، برامدگی در سطح صاف، knoll، افزایش، روان، ریج, hummock.
تک مترادف: انفرادی تنهاست تنهایی جدا، جدا، تنها، تنها منحصر به فرد، گسسته.موحد فرد کل، ساده، مفرد، unmixed، خاص، یک...
تک صدایی مترادف: تک گویی one-man نشان دادن علامت گفتمان، سخنرانی، disquisition، بحث خطبه، سخن، آدرس، سخنرانی، سخنرانی دراز وشدیداللحن، زخم زبان، روال، شماره.
تکامل مترادف: توسعه گشوده رسیده کردن یا شدن، بالغ، رشد، پیشبرد، پیشرفت، کار کردن، فاش، تبدیل.توسعه، پیشرفت، آشکار، تغییر، مسخ، پیشرفت، رشد، پیچیدگی.
تکان تکان خوردن مترادف: مخلوط زد و خورد، چیز درهم و برهم, هش, تقلا شامل مجموعهای گسترده، درهم و برهم کردن، ظروف سرباز یا مسافر، درهم و برهم کردن، گریخته، snarl، اختلال، سردرگمی، farrago، gallimaufry.
تکان خوردن مترادف: اعتصاب لرزش بی حس کردن, شیشه, حرکت تند و سریع، گزاف گویی، شوک، دچار تشنج.تعجب, شوک, شروع, ضربه, صاعقه, بمب.تعجب...
تکان دادن مترادف: لول خوردن پیچ و تاب و حرکت یا کشش ناگهانی، جنباندن، اهسته تکان دادن، wag، لرزش، بال بال زدن، squirm، writhe، زیگزاگ،...
نقطه: نوشتن توجه داشته باشید، ضبط، ثبت نام را به پایین لیست، چوب خط، خط ناخوانا، نشان می دهد, از ویژگی های مشخصه، ویژگی، ویژگی صفت، علامت، جنبه، اموال، کیفیت, لکه علامت،...