تیز کردن مترادف: تحریک تحریک بیدار، تشدید، تیز، هم بزنید، بی درنگ، تحریک، رنجش، تسریع، بیدار، خار، ملتهب.با سنگ تیز کردن, تیز, خرد, فایل, لبه, منظور.
تیغ دارای طعم اصلی مترادف: روحیه شدید پر جنب و جوش، انیمیشن، مشتاق، جالب، سرگرم کننده،، پرقدرت تحریک.تند، تند و با مزه, risqué، اذعان, پیشنهادی, off-color, indelicate, ribald, زشت.
تیپ مترادف: خدمه، گروه، گروه، بدن، شرکت، حزب، لباس، واحد، باند، بسته، نیروی, تیم ملی, تیم، نیروهای نظامی، سپاه، جزئیات.
ثابت مترادف: آرام ارام, وفور، آماده، سرد، حتی، levelheaded، تشکیل شده و بی سر و صدا، جمع آوری، به بیمار است.شرکت پایدار ثابت،...
ثابت شده است مترادف: آزمایش محاکمه، تایید تایید، ثابت، گواهی، چک، معتبر، تاسیس، واقعی، درست، تجربی، تجربی.
ثابت قدم مترادف: وفادار اختصاص داده شده اختصاص داده شده کوشائى، زورگویی نافرمان، وفا، قابل اعتماد، قابل اعتماد، قابل اعتماد،...
ثبات مترادف: ثبات تعادل تعادل، وقار، ستبری، استحکام، صحت، استحکام، ثبات، دوام، قدرت.امن تجدید و احیای روحیه, لنگر، حل و فصل اهل شمال افریقا، ثابت، زمین، ریشه، شرکت، ثابت، تقویت.
ثبت اختراع مترادف: بدیهی آشکار آشکار، آشکار، واضح، ساده، روشن، شفاف، صریح، بی تردید، غیر قابل انکار، محتوای.
ثبت نام مترادف: طلب کردن ثبت نام، ثبت نام، داوطلب عضویت، را وارد کنید، متعهد، اشتراک، تعهد، میثاق.ثبت، ثبت، بایگانی، annal،...
ثبتشده مترادف: ، خیانت آشکار آموزنده، tattletale، نشان دهنده، پیشنهادی قابل توجهی، علامتی، معنی دار، سمبل.
نقطه: هدف شی, پایان, طراحی, هدف استفاده، هدف، دلیل، ارزش، هدف, محل، مکان محل نقطه منطقه موقعیت سایت منطقه بلبرینگ، محل, نشان می دهد توجه نشان می دهد، آشکار، اشاره، اشاره،...