حداکثر رساندن مترادف: افزایش تسبيح بزرگ، بالا بردن، افزایش، افزایش، تقویت، تقویت، تشدید، افزایش، گسترش، بزرگ.
حدس مترادف: حدس می زنم برآورد فرض، گمان، گمان، این فرضیه را مطرح، مشکوک، گمان، یك، تصور کنید.حدس می زنم، فرضیه فرض فرض، surmise، استنباط، گمانه زنی، مفهوم، تئوری، فانتزی، فرضیه، guesstimate.
حدس می زنم مترادف: برآورد، conjecture، استنباط، گمان، یك، این فرضیه را مطرح.فکر می کنم، خیال باور فرض، تصور، به جرأت می گویم.برآورد حدس، مفهوم فرض، سوء ظن، فرضیه، فرضیه، شات، فرض، تئوری، guesstimate.
حذف مترادف: دور دور حرکت را خاموش، ترک، بیرون، انتقال، نقل مکان، جابجا کردن، انباشتگی، برداشت، راندن، توان، برهانیم، حمل...
حذف قوانین تبعیض آمیز مترادف: پشته شمع تا تجمع، جمع آوری، جرم، جمع آوری، به دست آوردن، ذخیره، جمع آوری، جلب lay-up، دور تا کامپایل ذخیره، سرمايه بخشيد.
حذفی مترادف: dazzler گیج زیبایی، بختی، برنده.، خیره کننده خرد کردن، stupefying، خسته کننده و مسحور کننده.برود دور decamp، لیز خوردن، ترک، گریز، فرار کردن، ترک، ترک، گم، رفته است، آن را ضرب، اشکال، آهنگ را.
حرارت مترادف: شور و هیجان، شدت شور، خشم، شور، غیرت، تب و تاب، خلق و خوی.گرما، hotness، درجه حرارت، تب، fieriness، torridness، sultriness.
حرف آخر مترادف: رواج dernier cri خشم, آخرین, مد, جدیدترین.اولتیماتوم نهایی می گویند جمع، آتش.کمال، کرم د لا کرم، بهترین، نهایی، تاج، capstone، به شمال شرقی همراه فوق العاده.
حرف مفت زن مترادف: پچ پچ پر حرفی کردن منظور، دروغ گفتن، روان، blather، آشکار، فاش کردن، لغزش، نشت، اجرا در دهان بگذارید.blabbermouth.
نقطه: رانش, تم موضوع موتیف، تمرکز، ایده، جوهر، ماده، جان کلام، چیستان، قلب، هسته، هسته، موضوع, جزئیات مورد گام، خاص، نمونه بخش قطعه مقاله، بخشی, نوشتن توجه داشته باشید،...