ناخوانا مترادف: دور از فهم مبهم مرموز، inscrutable، درهم، نا معلوم، ضد و نقیض، ناخوانا، بی معنی، غیر قابل توضیح، baffling، مرموز.غیر قابل کشف، خواندن، scribbled, تنگ, crabbed, نامشخص,، ناخوانا مبهم.
ناخودآگاه مترادف: نادان غافل، راستى شکی به آن نداریم، بازبرند، غیر عمدی، incognizant، ناآگاهانه، unacquainted، unheeding.اتفاقی غیر عمدی غیر...
ناخوشی مترادف: بیمار بیمار sickly بیمار، indisposed، ناراحت، بی نظم، ناسالم از انواع بیمار، ضعیف، ظریف، ضعیف، valetudinarian، مرض، نحیف، ضعیف، نامعتبر است.
نادان مترادف: فاقد دانش: ناآگاهانه unversed، احمق بی سواد، unschooled، بی سواد، uncomprehending، untutored، بی سواد، موات.غافل متراکم منفرجه...
نادر مترادف: نادر و غیر معمول، غیر معمول، مفرد، فوق العاده، پراکنده, کمیاب, استثنایی, پراکنده, منحصر به فرد.تحفه, پیدا کردن,...
نادرست مترادف: unexact مبهم نادرست، نادرست، غلط، اشتباه، بی دقتی، شل، درهم و برهم.انتخاب نامناسب، نا مناسب، نامناسب و...
نادیده مترادف: ضررهای بزرگ تری خواهند disregardful بی دقتی، غفلت، بي توجهي، غفلت، نسنجیده، بی تفاوت، uncaring، اسلاک، درهم و برهم، سهل انگاری، uncaring، تنبل، گریزان.
نادیده گرفتن مترادف: مقاومت در برابر شورشی، رای ديوان عالی ونزوئلا، چالش، استهزاء، spurn، شجاع، مسخره، outface flout، دره.تظاهر وانمود...
ناراحت مترادف: اشتباه آشفته، آشفته، disquieted سر در گم، متلاطم، unnerved، deranged، perturbed، disconcerted، ruffled، تاسف، کاربرده.لغو سرنگون تبديل...
ناراحت کننده مترادف: مضطرب، خجالت، مشکل، خود آگاهانه، مرزی، بیمار در ease، ناراضی، cheerless، بدبختی، discomfited disquieted عصبی abashed، متعجب و متحیر.
ناراحت، مترادف: غصه forlorn sorrowful، نوميد، خرد، حزن آور و غمزده، منکوب، ملول، disheartened، dispirited، مايوس، crestfallen، نا امید.
ناراحتی مترادف: ازار مشکل ضعف، مشکل، سوزش، درد، درد.uneasiness دلخوری، نارضایتی وضع نامناسب، درد، زجر، بی قراری، درد، رنج، درد، غم و اندوه.
ناراضی مترادف: ناراضى نا امید، نا امید، کلام نشده، ungratified، ناراضی، نا امید، displeased، ناراضی، malcontent.تاسف ill-omened بد بخت، unpropitious،...
ناراضی بودن مترادف: پشیمانی رد محکوم، تحقیر، مرتب، disfavor شی به استثناء به اخم در مقایسهٔ، را کم کنند.
نقطه: هدف شی, پایان, طراحی, هدف استفاده، هدف، دلیل، ارزش، هدف, رانش, تم موضوع موتیف، تمرکز، ایده، جوهر، ماده، جان کلام، چیستان، قلب، هسته، هسته، موضوع, دید پیدا ببینید،...