ناخن مترادف: ببندید امن، ضمیمه، پیوستن به اتصال، زن و شوهر، جوش، پیچ، پین، ناخن، رویه، گیره.ناخن، چنگال، پاشنه پا، سم،...
ناخواسته مترادف: زباله سطل زباله، امتناع، زباله باقی مانده، ضایعات، زباله، castoffs، leavings، schlock.قراضه زباله، دور از بازیگران،...
ناخوانا مترادف: دور از فهم مبهم مرموز، inscrutable، درهم، نا معلوم، ضد و نقیض، ناخوانا، بی معنی، غیر قابل توضیح، baffling، مرموز.غیر قابل کشف، خواندن، scribbled, تنگ, crabbed, نامشخص,، ناخوانا مبهم.
ناخودآگاه مترادف: اتفاقی غیر عمدی غیر عمدی، unpremeditated، غیر عمدی، ناخواسته، ناخواسته، غیر ارادی، شانس، ولگرد، اتفاقاتی.insensible،...
ناخوشایند مترادف: دردسر مزاحم, مزاحم, inadvisable نابهنگام، نا مناسب، بی دست و پا، unmanageable، دست و پا گیر، گنده.زشت غیرجذاب، ill-favored،...
ناخوشی مترادف: بیمار بیمار sickly بیمار، indisposed، ناراحت، بی نظم، ناسالم از انواع بیمار، ضعیف، ظریف، ضعیف، valetudinarian، مرض، نحیف، ضعیف، نامعتبر است.
نادان مترادف: فاقد دانش: ناآگاهانه unversed، احمق بی سواد، unschooled، بی سواد، uncomprehending، untutored، بی سواد، موات.غافل متراکم منفرجه...
نادرست مترادف: unexact مبهم نادرست، نادرست، غلط، اشتباه، بی دقتی، شل، درهم و برهم.نادرست، inexact، مبهم، معیوب، غلط، بی وفا،...
نادیده مترادف: ضررهای بزرگ تری خواهند disregardful بی دقتی، غفلت، بي توجهي، غفلت، نسنجیده، بی تفاوت، uncaring، اسلاک، درهم و برهم، سهل انگاری، uncaring، تنبل، گریزان.
نادیده گرفتن مترادف: مقاومت در برابر مانع، مقاومت در برابر مانع، درمانده، فویل، دفع، repulse، خنثی کردن، جلوگیری از، شکست، گیج یا...