فهرست اسامی همه مترادف


  • ندرت مترادف: به ندرت به ندرت متداول،، fitfully، spasmodically، ندرت، به سختی تا کنون، گاهی اوقات، یک بار در در حالی که.به سختی، فقط، تنها، به سختی، تنها، بدون بیش از، صرفا، در اکثر فقط.
  • ندول مترادف: گره.
  • نذر مترادف: قسم تعهد، تصدیق قول، حکم، تضمین، تایید، اطمینان، قرارداد، گواهی، plight، متعهد.تعهد, سوگند تاکید وعده تضمین نامزدی مخمصه avowal آزادی مشروط، کلمه افتخار, ضمانت, troth است.
  • نرخ مترادف: قیمت، ارزش، هزینه، ارزش، ارزش گذاری, تعرفه, ماشینهای, لوی.ادم بد دهان.برآورد ارزیابی، رتبه، درجه، نظر توجه،...
  • نردبان مترادف: steppingstone پل toehold، افزایش، پای تا سر شروع, دست, خطر.
  • نرده مترادف: راه آهن مانع نرده، نرده، گارد، نوار، نردهء پلکان حکاکی، دیواره، paling، مرز.
  • نرم مترادف: شل و ول، شل، نا مناسب، ضعیف، نحیف، ضعیف، ناتوان، چربی، بحالت موازنه دراوردن, untrim, لنگی سهل انگار و بی حال.،...
  • نرم افزار مترادف: aptness تناسب ارتباط، مناسب بودن، ابزار، تناسب اندام، تحمل pertinence.ضربه محکم و ناگهانی سیلی، نفوذ، ضربه، با صدا...
  • نرم و صاف کردن مترادف: لغزنده، صاف و براق, براق, براق, unctuous, روغنی.facile سطحی محتمل لیز، کم عمق، پت، دارای ظاهر زیبا وفریبنده، sophistical.باهوش استادانه ماهر، مجرب، حرفه ای، پیچیده، هوشمند، ترشیده, تیز, مکار.
  • نرم کردن مترادف: enervate enfeeble، debilitate، تضعیف مختل، اگزوز، unnerve، emasculate، unman.کاهش assuage خلق و خوی، متوسط، بهبود بخشد، کاهش، فروکش کردن، دلجویی، فرو نشاندن.
  • نرم کننده مترادف: دارای اثر تسکین دهنده.
  • نرمال مترادف: منظم، استاندارد، معمول، مدل، نماینده، معمولی، همیشگی، ارتدوکس، متعارف عمومی انتظار سنتی، عادت کرده اند.به طور متوسط ميانگين، ميانه، متوسط است.
  • نرمدل مترادف: مهربان، دلسوز، warmhearted، نازک دل نوع حساس، پاسخگو، محبت، درک، آرام، مهربان، خوش خیم، نوع دوستانه، تحمل، انسانی، احساساتی.
  • نزاع مترادف: راول فرسوده, لباس نازک, تبدیل, tatter frazzle, پاره، abrade، متلاشی، بیا از هم جدا.دعوا اختلاف استدلال، جنجال، برخورد،...
  • نزاع و جدال مترادف: مبارزه با ردیف قراضه، fracas، هیاهو، broil، set-to، imbroglio، دعوا، affray، اختلاف، جرو، هیاهو، اختلال.مبارزه، قراضه، ردیف، broil، roughhouse، داد و بیداد، wrangle، جرو، تف، کج خلقی، دعوا، اختلاف.
  • نزدیک مترادف: پایان نتيجه پایان، فسخ، توقف، حل و فصل، دستاورد، تحقق، consummation، انقضا، denouement، گرگ و میش، مرگ.خاتمه نتیجه گیری...
  • نزدیک بینی مترادف: shortsightedness nearsightedness obtuseness، حماقت، کوری، شدید، insensibility، fatuity، حماقت، حماقت، inanity.
  • نزدیکی مترادف: نزدیکی دوری propinquity، مجاورت، ارتباط، apposition، تقریب، میل، سازگاری، خویشاوندی، تشابه، مکاتبات.
  • نزول مترادف: lapse فروکش slump، کاهش، حالا، محو کردن، حل و فصل.تبادل نظر, غرق, غرق, نفوذ, نفوذ.حوضه، washstand، کاسه، دستشویی، washbowl،...
  • نزول مرتبه مترادف: پایین تر است.
  • نساجی مترادف: پارچه، پارچه، مواد، کالا، حیاط کالا، نخ، فیبر، محصولات قطعه.
  • نسب میان علت ومعلول مترادف: علت.
  • نسبت مترادف: رابطه نسبت، میزان، درصد سهم، مقايسه، تناسب، ظرفیت، مکاتبات، درجه.سهم سهمیه بندی، اندازه گیری، درصد جیره، سود...
  • نسبت به ضروريات مترادف: ملزومات نیازهای مورد نیاز، ضرورت، مبانی، اصول، exigencies.
  • نسبت دادن مترادف: ویژگی اعتباری ضمیمه، اختصاص، impute، به اتهام، arrogate، دیپلم، اتصال، مربوط.
  • نسبتا مترادف: عادلانه فضاي بی طرفانه، طور مساوی، به همان اندازه، مستقیما.تا حدی.متوسط، tolerably، نه، تا حدودی، passably.
  • نسبتا جوان مترادف: جوان.
  • نسخه مترادف: آموزش ضروری، دستور، نظم prescript، نیاز، حکم، جهت، دستور العمل، فرمول، پند، بخشنامه، فرمان.جهت طراحي، سفارش حکم...
  • نسل مترادف: ایجاد، تولید، تشکیل، تکامل، منشاء، توسعه، پیدایش.فرزندان، پسر، دختر, فرزند, فرزند، آیندگان، وارث، اری برنده...
  • نسل کشی مترادف: قتل عام.
  • نسلی است مترادف: tryst قرار ملاقات گذاشتن قرار ملاقات، تعامل، جلسه، تاریخ، امر، رابط.
  • نسنجیده مترادف: inconsiderate خودخواه، خود محور، بی تفاوت، غفلت غافلان، بازبرند، بی دقتی، unthinking، غفلت، ضررهای بزرگ تری خواهند، بزرگترها.
  • نسیم مترادف: باد هوا پیش نویس, جریان, پف بوی نفس باد صبا سراسیمگی، تند باد.تنگ یا کمربند، snap، بستن pushover بازی کودک پیک نیک پای راه اندازی، سوپ اردک.
  • نشئه مترادف: نینا rapturous، خوشحال، شاد مسیح،، enraptured، entranced، شر،، elated، سعادتمند، درخشنده، هذیانی، شاداب.
  • نشاسته مترادف: تشریفات، primness، همکاران، سفتی، سفتی، stiltedness، punctiliousness، starchiness، ceremoniousness.انرژی pep بنيه، درایو، روح، انیمیشن، نشاط، vim، فایل های فشرده، مزه، مشتق اشتیاق، واحد پلي.
  •