نشاسته ای مترادف: خشک به نظر برسد سفت رسمی، punctilious، ادب، سفت و سخت، تاب، دقیق، ceremonious، چوبی، محافظه کار.
نشاط مترادف: شادی نشاط، jollity، تلوّن خنده، شوق و شعف، نشاط، لذت، شور و شوق، جشن، jocularity، بازیگوشی، شادی.شادی نشاط شوق و شعف،...
نشان مترادف: نشان نشان، علامت، نشانه، برچسب لباس شاهانه یا فاخر، دکوراسیون.تماس با ما.اشاره علامت شناخته شده را، دلالت،...
نشان داد مترادف: تغییر شکل، پسندیدند و تحریف شده، بیمار ساخته شده ناقص،، چپ چپ، منحرف، contorted، مجموعه، پیچ خورده، gnarled، با گوشهء چشم, بد شکل گرفته، غریب misproportioned.
نشان دادن مترادف: نمایش نشان آشکار، نمایشگاه، آشکار، نشان دادن، نشان می دهد، دلالت، بیان، در حال حاضر، نشان می دهد.تصویر مجسم،...
نشان می دهد مترادف: آشکار نمایشگاه، شواهد نشان می دهد، صفحه نمایش، بیان، آشکار، فاش، نشان دادن.جولان دادن رژه به رخ کشیدن با تکبر...
نظارت بر مترادف: مستقیم نظارت، بررسی، سازمان دیده بان مراجعه کنید به چشم پوشی کردن، superintend، رئیس، چشم، نگه داشتن چشم در, هيئات،، تماشای بیش از، اداره، تنظیم، انجام.
نظارت کردن مترادف: عامل پروکسی، معاون، جایگزین، نماینده مباشر، دوم، جانشین، نماینده، دستیار، جایگزین، ستوان، سخنگوی، سخنگوی.
نظامی مترادف: ارتش آمريکا، soldiery، نیروی شبه نظامی، پنتاگون.شبه رزمی soldierly جنگجویانه جنگاوری, مسلح, نظامی, مبارزه با, متخاصم، رزمی و نظامی.
نظر مترادف: بحث، گفتگو، شایعات، سخن گفتن.توجه داشته باشید توضیح، اظهار نظر، انتقاد، مشاهده، بازتاب، روشن، براق.نتيجه...
نظرسنجی مترادف: بررسی آمار نمونه، کرباس.بررسی, canvass, سوال, پرس و جو, مصاحبه, بازجویی.سر تاج، قاعده جمجمه، جمجمه، کلم پیچ از دریا، سر، ماکارونی، حبوبات، گنبد.
نقطه: نوشتن توجه داشته باشید، ضبط، ثبت نام را به پایین لیست، چوب خط، خط ناخوانا، نشان می دهد, محل، مکان محل نقطه منطقه موقعیت سایت منطقه بلبرینگ، محل, بیت یوتا، مدارك ذرات،...