فهرست اسامی همه مترادف


  • نشاسته ای مترادف: خشک به نظر برسد سفت رسمی، punctilious، ادب، سفت و سخت، تاب، دقیق، ceremonious، چوبی، محافظه کار.
  • نشاط مترادف: شادی نشاط، jollity، تلوّن خنده، شوق و شعف، نشاط، لذت، شور و شوق، جشن، jocularity، بازیگوشی، شادی.تملق گفتن, soft-soap, cajole,...
  • نشان مترادف: آرم, سپر, نشان, مدالیون.نماد، علامت، تمایز مشخصه نام تجاری برچسب برچسب کنار گذاشتن شناسایی نشانه مهر نشانه...
  • نشان داد مترادف: تغییر شکل، پسندیدند و تحریف شده، بیمار ساخته شده ناقص،، چپ چپ، منحرف، contorted، مجموعه، پیچ خورده، gnarled، با گوشهء چشم, بد شکل گرفته، غریب misproportioned.
  • نشان دادن مترادف: نمایش نشان آشکار، نمایشگاه، آشکار، نشان دادن، نشان می دهد، دلالت، بیان، در حال حاضر، نشان می دهد.تصویر مجسم،...
  • نشان می دهد مترادف: مشورت سبب بانكدارى، بیان، توزیع، اسراف، بر اساس، اعطا.جولان دادن رژه به رخ کشیدن با تکبر راه رفتن، شکوفا،...
  • نشانه مترادف: اشاره پیشنهاد ثبت، سیگنال، مدرک، intimation، catchword، رمز عبور، نود، چشمک، کنایه، insinuation، اگاهی کلیدی.شواهد مثال...
  • نشت مترادف: پور اجرا بیش از سرریز ریخته، جریان، باران، چشمه، قطره، قطره، قطره قطره، جریان، اسپری، پساب اشپزخانه وامثال...
  • نشخوارکنندگان مترادف: متفکر.
  • نشد مترادف: درمانده بی اثر نا مناسب، ناکافی, بی اثر, ناشایست،، دانایی، ناتوان، ناتوان، ضعیف, بی, بی فایده.
  • نشدن مترادف: رد.
  • نشر مترادف: آشکار اعلام چاپ، هوا، پخش، انتشار، ترویج، انتشار، اعلام، گسترش، گردش.
  • نشریات می بینید؟ مترادف: رساله تومه کاغذ، نشریه، مقاله، گزارش، پایان نامه، پایان نامه، مطالعه، تحقیق، disquisition، بیوگرافی، نمایشگاه.
  • نشریه مترادف: نشریه, مجله, سریال, بررسی, مجله, دسته یا مجموعه.
  • نشست مترادف: بالا، اوج، راس، تاج، تاج، ارتفاع، راس، اوج، اوج، کلاه، نوک، ابرو، اوج، اوج.حداکثر نهایی، محدود، consummation ne فوق العاده به علاوه، اوج، اوج، اوج، اوج، ارتفاع.
  • نشست، مترادف: behead.
  • نشستم مترادف: برآورده خشنود و راضی کردن، سیر، surfeit، pall بلاغی، cloy، glut، کفایت، پر، overfill مسائل خسته.
  • نشستن مترادف: دولا شدن، دریایی، جای شب بسر بردن، استراحت، حل و فصل چمباتمه زدن.دیدار با تشکیل، مونتاژ عمدی، جمع آوری، جمع.
  • نشستن در مترادف: عضویت شرکت، حضور بخشی، همکاری، دست را در، مشاهده، گوش، بازدید.
  • نشسته، مترادف: روال تکرار مکانیزاسیون، perfunctoriness، سیستم، سفارش، انطباق، کنوانسیون، habitude، سفارشی، عادت معتاد تمرین rut، شیار.
  • نشوند مترادف: دوگانه، تکراری دوقلو، معادل همتای، موازی، ماکت، فکس، کپی، تولید مثل.
  • نشکن مترادف: مطیع تاثیرپذیر سازگار، حساس، trainable، اموختنی، formable، pliant، قابل انعطاف، moldable، انعطاف پذیر، پاسخگو، پذیرای, آماده, مایل.
  • نشیب و فراز زندگی مترادف: وضعف نوسانات تغییرات، جزر و جریان، معافیت های.
  • نصب مترادف: قاب، کوه، پشتیبانی، پشتیبان گیری، تنظیم، چارچوب، پس زمینه، مجموعه، پایه، پایه، ایستاده، کوه، زیر بشکهای، سه...
  • نصف النهار درجه مترادف: اوج اوج اوج، اوج، اوج، نیمروز، سیل جزر و مد، گل، عصر طلایی، نشست، اوج، تاج، اوج.
  • نصیحت کردن مترادف: ادم بد دهان عتاب کردن توبیخ و ملامت کردن، chide، توبیخ، berate، رد، زخم زبان زدن, شرايط دشوار بانوان ايران،...
  • نطق مترادف: declaim فواره زدن، بیهوده گویی پندشان، موعظه، sermonize، orate، perorate.سخنرانی دراز وشدیداللحن زخم زبان سخن، declamation، exhortation، سخنرانی، موعظه، ملات.
  • نظارت مترادف: رعايت پخش, مواظب, شب زنده داری موشکافی، گارد، هوشیاری، اتهام، مراقبت، نظارت، ردیابی، تکه، پیرو bugging, استراق...
  • نظارت بر مترادف: مستقیم نظارت، بررسی، سازمان دیده بان مراجعه کنید به چشم پوشی کردن، superintend، رئیس، چشم، نگه داشتن چشم در, هيئات،، تماشای بیش از، اداره، تنظیم، انجام.
  • نظارت کردن مترادف: عامل پروکسی، معاون، جایگزین، نماینده مباشر، دوم، جانشین، نماینده، دستیار، جایگزین، ستوان، سخنگوی، سخنگوی.
  • نظامی مترادف: شبه رزمی soldierly جنگجویانه جنگاوری, مسلح, نظامی, مبارزه با, متخاصم، رزمی و نظامی.ارتش آمريکا، soldiery، نیروی شبه نظامی، پنتاگون.
  • نظر مترادف: توجه داشته باشید توضیح، اظهار نظر، انتقاد، مشاهده، بازتاب، روشن، براق.سخن گفتن می گویند رعایت، توضیح، توجه...
  • نظرسنجی مترادف: بررسی آمار نمونه، کرباس.بررسی, canvass, سوال, پرس و جو, مصاحبه, بازجویی.سر تاج، قاعده جمجمه، جمجمه، کلم پیچ از دریا، سر، ماکارونی، حبوبات، گنبد.
  • نظرى مترادف: ، افت placatory، اقیانوس آرام irenic ارام appeasing, دوستانه, reconciling، اطمینان، تسکین, برنده, دوستانه, affable.
  • نظری مترادف: تفکری، فرضی, چکيده, تست نشده، امتحان، conjectural، suppositional، استقرایی یا قیاسی، فرض, فرض, هیات علمی, خالص, presumptive و مغلق، postulatory، به ایدئولوژیک.
  •