همه مترادف: کل، کامل، خوارى، تمام.کلیت، همه چیز، تمامیت، مبلغ، دانه ها، مبلغ و ماده، کیت و caboodle، bag و baggage بدن و روح.هر هر هر، هر تک همه و متفرقه.
همه بیش از مترادف: به پایان رسید، با انجام می شود، بیش از گذشته و رفته، مرده، دفن شده، در پایان، پایان بدین، شستشو.
همه جا مترادف: همه جا بی نهایت جهانی، فراگیر، گسترده، رواج، pervading.همه جا جهانی گسترده فراگیر, شایع, طیسی،، interfused اجتناب ناپذیر، در سراسر جهان.
همه جانبه مترادف: کامل، کل، حداکثر، عالی، unstinted، بی بند و بار، undivided، هنگامِ، مطلوب، بسیار دقیق، کامل، نامحدود, کامل, نهایت.
همه کاره مترادف: باهوش هوش دستی، استعداد، مدبر، با استعداد، هارد دور، چند وجهی adroit مبتکر صالح، روشن است.عملی و مفید و انعطاف پذیر، سازگار، تبدیل، راحت، دستی، کاربردی و قابل استفاده، قابل تنظیم، به همه منظوره.
نقطه: محل، مکان محل نقطه منطقه موقعیت سایت منطقه بلبرینگ، محل, sully ادبیاتی، Mar نخواهم، لکه دار کردن، Stigmatize، بی اعتبار، لام، تهمت، پاكدامن، Blacken, splotch لکه علامت، اره، Blotch،...