فهرست اسامی همه مترادف


  • همیشه مترادف: همیشه.perpetually، eternally، بی وقفه، به طور مداوم، بی نهایت, برای همه زمان، برای همیشه، تا کنون، everlastingly، همیشه، روز قیامت تا.
  • همیشگی مترادف: عرفی معمول، inveterate، wonted، مزمن، ثابت، منظم، منظم, مداوم, تاسیس, ثابت.
  • هنجار مترادف: استاندارد، مدل، متوسط، نماینده، نوع، الگوی، rale، سنج، معیار اندازه گیری راد، فشار سنج، بوق، معیار، راهنمای، ترغیب, نمونه.
  • هنر مترادف: مهارت پیشه وری، دانش، knowhow هنری، طرز کار، استعداد، استعداد، مهارت، ظرافت، اختراع، گفته، تجارت، حرفه ای، علوم.حیله گری پیشه وری، artfulness، حیله گری اغوا، فریب، گایل، تدبیر، نیرنگ، دورویی، فریب.
  • هنر و صنعت مترادف: مهارت هنر نبوغ، توانایی، مهارت، تخصص، استعداد، تخصص، expertness، هنرمندی، تسلط، تسهیلات.کسب و کار کار شغل,...
  • هنرمند مترادف: صنعتگر.دارای ذوق هنری استاد متخصص، نابغه، حرفه ای، حرفه ای.
  • هنرمندی مترادف: استعداد مهارت اختراع، نابغه، گفته، خلاقیت، ساخت، تسلط، سبک، لهستانی، ظرافت، استعداد.
  • هنرپیشه مترادف: بازیگر نقش اول مرد.تئاتر.
  • هنری مترادف: زیبایی، ذوق، زینتی، تزئینی، جذاب، زیبا، برازنده, ظریف, تصفیه شده، حساس است.
  • هنوز هم مترادف: مرده, مرده, بی جان, بی اثر, منقرض شده است.اينطور بی اثر هنوز سهام، رطوبت، استاتیک، ثابت، استراحت، بیکار، خفته،...
  • هنوزم مترادف: نادان.
  • هنگ مترادف: اسلوب methodize، تنظیم سفارش، استاندارد، کنترل، تسلط، subjugate، انسانیت،، bureaucratize، mechanize، brutalize، ترويج، brainwash، depersonalize.
  • هنگامِ مترادف: persevering پی در پی ثابت، indefatigable، unwearied، مستمر دیماه, مداوم, بی امان، کاهشی، سر سخت، زحمت کش، بی امان، sedulous،.
  • هوا مترادف: هاله ظاهر جو، تن، تصور، طعم، کیفیت، خلق و خوی، شخصیت، روح، اثر، محیط.نمایش نمایشگاه، انتشار، ساختمان، پخش،...
  • هوانورد مترادف: خلبان در حال پرواز airman، خلبان آس.
  • هواپیما مترادف: سطح حتی، صاف، صاف، افقی جدولی دشت خیط و پیت کردن، unwrinkled.فلات، جدول، تخت، افقی، دشت، افق صاف.رتبه قشر حوزه، ردیف، درجه، سطح، مرحله، مرحله، وضعیت، وضعیت، شکاف، پله.
  • هواپیماهای بدون سرنشین مترادف: drawl، intone، croon، مناجات singsong.همهمه وزوز، thrum، purr whir، سر و صدا، یکنواخت، تن، توجه داشته باشید، لگدمال، singsong.همهمه، وزوز، thrum، خر خر کردن، whir.
  • هوای گرم مترادف: ، bombast دری وری سخن گفتن falderal، gabble، balderdash، bunkum، fustian، grandiloquence، اغراق، مزخرفات پر شده اند، بلاغت، پچ پچ، پرحرفی، مزخرف، rigmarole، bull blather.
  • هوای گرگ و میش ها مترادف: گرگ و میش.
  • هوایی مترادف: آنتن.
  • هود مترادف: cowl, کلاه سر گذاشتن، شال، capote، parka، calash، دستمال سر، babushka.گردن کلفت.
  • هوس مترادف: ضربه هوی و هوس مفهوم، غرور، crotchet، تغییر ناگهانی، پیچ خوردگی، ویژگی، vagary، هوس، شوق، طنز، امواج مغز.شوق، خشم، فانتزی، مد، رواج، هوس، شیدایی.
  • هوس باز مترادف: بی بی ثبات نامنظم، تغییر crotchety، inconstant، چالاک، حفظ، مبتلا به دوار سر، fitful، بیهوده و بیمعنی، فرار، ناپایدار، مسئولیت، irresolute.
  • هوش مترادف: ذهن مغز braininess، عقل، دلیل، عقلانیت، سیاق، ادراک، نفوذ، تند و تیزی، شوخ طبعی، حکمت، هوشيارى، درک مطلب, درک,...
  • هوشمند مترادف: شدید،، خشن، دردناک، سوزش تیز، مشتاق سیخ زنی.نیش پنگ خراش، خراب، درد، غم و اندوه، رنج، ازار، زجر، زخم، صدمه...
  • هوشيارى مترادف: فراست.
  • هوشیار مترادف: ناظر، محتاط، هشدار، محتاط، دوراندیش، ونماینده در گارد نگهبانی، wide-awake، مراقب و مواظب، ناظر، به canny در vive qui در...
  • هوشیاری مترادف: آمادگی.خویشتن داری.احتیاط.
  • هولوکاست مترادف: فاجعه دوزخ، آتش سوزی طوفان آتش، قتل عام، کشتار، قتلگاه، hecatomb، نابودی، ویرانی، نسل کشی.
  • هويتمندی مترادف: سرزده ناخواسته، مزاحم، هل دادن به جلو، ربط، بی پروا، پر دردسر، kibitzing،، مداخله، تنش، بازور کنجکاو.
  • هوپر مترادف: غول غول هیولا، ماموت، ادم تنومند و بدقواره، تعجب، معجزه، نادر، نابغه، تعجب.دروغ، داستان بلند ماهی داستان ساخت باطل اختراع حکایت دروغ prevarication، خبردروغ.
  • هوکر مترادف: نوشیدنی.فاحشه.
  • هویت مترادف: فردیت خود فرد، خود، selfness، شخصيت، تکینگی، منحصر به فرد.
  • هياهو مترادف: هیستری پیرم وحشت، تحریک، شور، شور، نومیدی، گشتگی، هرگز، بادوام تشنج، پریش، فلپ، فریاد meemies.داد و بیداد،...
  • هچ مترادف: اختراع کردن تدبیر contrive، طرح، طرح، تدوین، طراحی، پیش نویس، طرح.
  •