فهرست اسامی همه مترادف


  • وادار مترادف: نمى کنیم،، درایو، اصرار اصرار دارند، domineer، تسخیر، کنترل.نیروی یکدیگر، غالب شدن، اعمال، ستم، tyrannize.
  • واداربه پذیرش مترادف: گسترش سهولت گسترش، نرم، استراحت، متوسط، تغییر، کشش، گسترش، شل، کاهش، بهبود بخشد، خلق و خوی.
  • وادل مترادف: تلو تلو خوردن toddle، totter، راک در نوسان بودن، داد و بیداد، رول، تلو تلو خوردن، نوسان، waver، بافتن، حلقه.
  • واريانت مترادف: پیوستن به مفصل، پیرایش، بهم تابیدن و بافتن plait، همپوشانی، پیچ و تاب و، اتصال فارسی، تراش، mortise، اتصال، پیوست،...
  • واريانس مترادف: تنوع.اختلاف، اختلاف نزاع، سوء تفاهم دعوا، استدلال، اختلاف، اختلاف و تفرقه، بخش، نقض، اختلاف عقیده،...
  • واسطه مترادف: حل و فصل آشتی شفاعت، مداخله، داور، ساکت، متوسط، مذاکره، حکمیت، propitiate، interpose، تداخل، گام، سازش.واسطه دلال،...
  • واسطگى مترادف: دلال محبت، procuress، جاکش، خانم، bawd، دلال، فاحشه خانه حافظ، پونس.
  • واضح است که مترادف: سادگی، بدیهی است که آشکارا، آشكارا، doubtlessly، بدون شک، بدون شک، indubitably، غیر قابل انکار، بدیهی، جمله­ای.
  • واضح تر مترادف: کلاه بردار.
  • واعظ مترادف: کشیش بخش وزیر پاستور، سنت، موبد، homilist، sermonizer، pulpiteer، کشیش، revivalist، رسول.
  • واقع بینانه مترادف: واقعی واقعی, معتبر, طبیعی, ذهني، هدف، عکاسی، ناتورالیستی، عملی، unromantic unadorned، پایین به زمین.
  • واقع در پایین مترادف: پایین ترین, پایین تر, زير,، پایین تحتانی تا پیامها زمینه بازال, nethermost.
  • واقع شده مترادف: واقع، تاسیس خیابانهای, قرار, نصب، تاسیس شده، کها, قرار داده, کاشته جوجه اشیانه تنظیم کنید.
  • واقعا مترادف: واقعا، در واقع، در واقع، factually، همانا، در واقع، صادقانه، صادقانه، دقیقا، با دقت، درستی، درست به معنای واقعی...
  • واقعی مترادف: واقعی واقعی واقعی، واقعی، معتبر، منظم، واجد شرایط، قانونی، صدا، بيشترى تصدیق اثبات بی چون و چرا، گواهی.واقعی...
  • واقعیت مترادف: اصالت، صحت، اعتبار، verisimilitude، مادیت، رئالیسم، حقیقت.واقعیت, واقعیت, حقیقت، نهاد، واقعیت، بودن, پدیده.صداقت...
  • والا مترادف: الهام با شکوه بزرگ، بزرگ، والاى بزرگ، بالا، اثیری،، بخش حرکت با شکوه، نجیب، با شکوه، با شکوه، خوش تیپ، اوت،...
  • واله مترادف: دره.
  • وام مترادف: پیشبرد, اعتباری, مجاز, وام مسکن.
  • وام مسکن مترادف: تعهد وعده، تماس با پست، قرار دادن، سهام، encumber.
  • وان مترادف: مالیات بر ارزش افزوده کشتی گروه، حوضه، سینک، کاسه، چیز قابل، قدح، چلیک، سطل، بشکه، وان حمام، حمام.
  • وانت مترادف: بهبود افزایش پیشرفت، احیای، بازیابی، باز گشت، تجمع، تقویت، تشديد، افزایش.شتاب speedup, دور, quickening.
  • وانمود مترادف: شم.
  • وانمود کردن مترادف: شبیه سازی و نادیده گرفتن، تظاهر، dissimulate، شم جعلی، تحت تاثیر قرار، فرض، مطرح، تقلید، بدجلوه دادن، بازی در،...
  • وانمود کن مترادف: مشکل.قیافه گیر.
  • واهی مترادف: بی جا، uncalled برای ناموجه بی اساس نیازی، بیکاری، بی، ungrounded، توهم، غیرواقعی است.
  • واژه نامه مترادف: واژگان، wordbook، لغت نامه، واژه نامه، واژگان، مطابقت.wordbook، واژگان, براق, واژگان, لغت نامه, فرهنگ لغت کلیدی.
  • واژه نامه چهار مترادف: وقاحت زشتى بی مناسبتی، indelicacy، ناسزا، وحشیگری، کلمه های تابو، vulgarism، expletive.
  • واژگان مترادف: واژه نامه wordbook واژگان, واژه نامه, لغت نامه, کد کتاب، براق، شاخص.واژگان, واژه نامه, فرهنگ لغت، لغت نامه، wordbook,...
  • واژگون مترادف: سرنگونی واژگون ناراحت، پایمال کردن، تخریب، نابود کردن، خراب، خراب، نابود.فاسد debase، تنزل، گردنه deprave، آلوده،...
  • واژگون شدن مترادف: ناراحت واژگون، keel بیش از, نکته, بیش از نوک مضمحل، upturn، لاک پشت به نوبه خود، رول، معکوس کردن.
  • واکسن مترادف: فشار با نوک انگشت بر انگیختن پانچ، ضربت، bunt، شیر، اعتصاب، فشار، ضربه، زخم چاقو، محوری، lunge، feint.فشار با نوک انگشت بر انگیختن پانچ، ضربت، ضربه، محوری، حفاری.
  • واکشی مترادف: را دریافت، حمل، حمل و نقل کردن برای رفتن، بازیابی، حمل و نقل، برای به دست آوردن، خرس، تهیه، انتقال، ارائه، امن.
  • واکنش مترادف: پاسخ پاسخ پاسخ، تعامل، دانشجویان، واکنش, اکو, نتیجه, نتیجه، اثر.counteraction برگشت، واکنش الگوها،، لگد، رگرسیون، روندى، تضاد، مقاومت دوباره بجای اول برگشتن.
  • واکنش شدید مترادف: واکنش است.
  •