پذیرای مترادف: باز پاسخگو مهمان نواز در دسترس، سهل العبور, دوستانه, متمایل انعطاف پذیر متحمل مطلوب، شیب دار.
پذیرش مترادف: اقرار اذعان امتیاز، کمک هزینه، avowal، حرفه ای، divulgence، افشا، اعلامیه، بیانیه، اعلام، وحی، اعتماد به نفس.ورودی.،...
پر مترادف: preen.مرحله استاندارد حکومت رهنمود ترغیب راهنمای، حکومت نما، سابقه، کنوانسیون، درجه، علامت، اندازه گیری، کالیبر، مقیاس،.تکمیل, پر کردن، پر کردن، دوباره پر کردن, shoal, ساحل.
پر اب و تاب مترادف: قلنبه مطنطن پرمدعا، عجیب، زرق و برق دار، high-flown، بلند.چشمگیر، تحمیل، شکوه، با شکوه به یاد ماندنی غول پیکر با شکوه، بلند پروازانه است.
پر از دست انداز مترادف: jolting خشن ناهموار فنری نامنظم، اندکی متلاطم، jarring ناهموار، پاره پاره، ناهموار، راکی، ناهموار، gnarled، گره دار، درشت، گرانول.
پر از لکه مترادف: برخوردهای ناهموار، نامنظم، متغیر، متناوب، پراکنده، اپیزودیک، fitful، تصادفی، تصادفی،، تکه تکه desultory بی ربط، دمدمی مزاج، نوسان.
پر از گل مترادف: اشتباه درهم و برهم کردن ظروف سرباز یا مسافر، اختلال، مخلوط کردن، becloud، bedim، befuddle، ruffle، بهم خوردن، مبهم.، bemired...
پر افاده مترادف: ، تشویق امیز و مغرور و متکبر، پرمدعا، خود خواهی، condescending، parvenu، uppity، uppish، hoity-toity، کلاه بالا خود راضی, cliquish, بالا, گیر snotty، snooty.
پر انرژی مترادف: شدید فعال پرقدرت، شدید، سریع، پویا، پر جنب و جوش، انیمیشن، قوی، hearty، پر از وزوز روحیه enterprising، خستگی ناپذیر.
پر زرق و برق مترادف: عالی بزرگ, فوق العاده شگفت انگیزی، فوق العاده، فوق العاده، استثنایی، باور نکردنی، عکس، افسانه مقاومت زرق و برق دار topnotch، splendiferous، فوق العاده، پاره.
نقطه: محل، مکان محل نقطه منطقه موقعیت سایت منطقه بلبرینگ، محل, نوشتن توجه داشته باشید، ضبط، ثبت نام را به پایین لیست، چوب خط، خط ناخوانا، نشان می دهد, محل، باز کردن شکاف...