فهرست اسامی همه مترادف
هاردی مترادف : با دوام، ناهموار، محکم و سخت، قوی، به قوی، stalwart.بی پروا، پررنگ، بثورات، دارای تهور بی مورد، بی باک، دارای گونه های برامده، مغرور، گستاخ، برنزی، بی پروا.هاسکی مترادف : hoarse throaty های ناشی از گلو خشن, خشن, rasping, cracked, خشن, gruff, strident, انصراف.خوش قوی، عضلانی، زبر و خشن، قوی، brawny، قدرتمند، فربه، سنگین، بنیه، خشن و درشت, thickset.هاله مترادف : محیط جو، خلق و خوی، احساس هوای، عطر، تجلی، روح، وداع revoir au.هاى مترادف : اضافی.هاپ مترادف : پرش, محدود, جهش, بهار, گام.پرش محدود، گزاف گویی، پرش جهش، بهار، caper، prance، باب، سفر.هاکیِ مترادف : تبادل بدهد و را، تجارت، مبادله، معامله بمثل کردن گردش، در کنار گذر، نشر، پخش، بگویید.هاگارد مترادف : خسته، فرسوده، خسته، careworn، صرف، خسته کردن، مختصر و ناتوان، کار، لاغر و نحیف، وان، تلف، نحیف.های بودار مترادف : odorous.های تولیدی مترادف : فرو نشاندن کاستن فروکش کردن، خاموش، assuage، متوسط، برآورده، سیر، نشستم، دلجویی، کاهش، کاهش، بگیرد.های قدیمی مترادف : ترش قدیمی کپک، خشک کپک زده، تنزل یافته، فاسد، فاسد، محافظه کار، مسطح، فاسد شده،، برنامه wilted.تا زنگ زده، سفت،...های ناشی از گلو مترادف : hoarse، خشن،، gruff، rasping، ترک croaking خشن عمیق throaty، ضخامت، غرغره.های نهان مترادف : دوم غیر مستقیم، مکمل، زاید، unavowed نامعلومی، اعلام نشده، پنهان، پنهان، نامعلومی، unexpressed، دور، اضافی.هتل مترادف : مسافرخانه hostelry، تسلیم، خانه محل سکونت، کاروانسرای خوابگاه، خانه عمومی، متل، flophouse.هتک ابرو مترادف : affront, توهین, خفیف, لکه دار کردن، تحقیر، بی احترامی، بی احترامی کردن، ذلتی، تحقیر، بی اعتنایی، خشم.هجو مترادف : طنز تقلید مسخره امیز کردن، سطح پهن هرچیزی کردیم،، squib، pasquinade، سخنرانی دراز وشدیداللحن, حمله, تقلید و هجو کردن،...هجوم مترادف : تاخت و تاز کردن، درآورد, ازدحام, pervade, حمله, پر, تاخت و تاز، طاعون، bespread، overspread.هدایت مترادف : خلبان انجام منجر شود، نمودار، مستقیم، راهنمای، کنترل، عمل، مدیریت، نظارت، نظارت، حاکم.هدایت روشنی از مترادف : اجتناب از نخواهند رفت، فرار از دوج، اردک، طفره رفتن،، بدهید بستر گسترده ای برای sidestep، دور زدن، دور زدن.هدف مترادف : هدف پایان، هدف، طراحی شی، قصد، هدف، جاه طلبی، هدف، قصد، مقصد.لب به لب قربانی، اردک نشسته, قربانی, زود پتسی،...هدفمند مترادف : عمدی مورد نظر بلند پروازانه پر انرژی، مصمم، هدف کارگردانی، طراحی، طراحی و یکسونگری، سر سخت، به مهاجم.هدیه مترادف : در حال حاضر، جایزه کمک مالی، جزوه، سهم گرانت، ارائه، بخشش، نفع، پاداش، صدقه.استعداد استعداد استعداد، دانشکده، استعداد، وقف، خم، ظرفیت، نابغه، توانایی.هدیه دادن مترادف : فاش کردن آشکار, فاش, کشف, tattle اطلاع رسانی در، نشت، خیانت، منظور، توانم، squeal.دست سبب اهدا، قسمت با، از دور، توزیع، یدکی.هذیان مترادف : دیوانگی.هذیانی مترادف : دیوانه hallucinating, fantasizing, تب, وار جنون بیشتر خودنمایی، مست، مجنون، deranged unhinged، بی نظم، الکساندر، دیوانه، تیغهٌ.هر جا گزیننده مترادف : متنوع انتخابی گسترده جامع، لیبرال، کاتولیک، عمومی، dilettantish.هر کس مترادف : کسی.هراسناک مترادف : "وحشت زده وبسایتی unnerved، مبهوت، شوکه، وحشت زده، وحشت زده، ترس، تاسف، مبهوت، stupefied, كروماتوگرافي،، گويند؛."هرالد مترادف : استاد منادی، پیشرو، مطبوعات عامل پیشرفت انسان، سفیر، فرستاده، crier، پیش بینی، تاجی.در سال اعلام، اعلام نبوت، prefigure، آشکار، پیش بینی، در هفته آینده دال، تبلیغات، وعده، presage.هرج و مرج مترادف : بی نظم deranged توفانی، اشتباه، پر سر و صدا، آشفته، ناراحت، مبهم، بيشکل، گل الود، topsy-turvy، anarchic، اشوبگرانه...هرز مترادف : lanky.هرزه مترادف : زشت و ناپسند، bawdy, ribald, smutty, salacious, کثیف, کثیف, مستهجن, rabelaisian, raunchy.شهوانی, شهوت انگیز، licentious، lubricious، زناکار, lickerish, goatish.هرزگی مترادف : قمار،.هرم مترادف : تشدید افزایش، افزایش، مارپیچ، اوج صعود، بالا برود، افزوده شدن، شمع تا، تجمع، ساخت تا، amass، قدردانی، ضرب دست آوردن.هرکجای مترادف : زنده وجود دارد، شود رخ می دهد، تحمل، زنده ماندن، باقی می ماند، غالب، ایستاده، ادامه، رعایت، آخرین، اجرا.culpable.هرگز مترادف : مناسب، تشنج داد و بیداد فوران صحنه طوفان عود snit conniption، فلپ.