فهرست اسامی همه مترادف


  • نوع مترادف: مدل استاندارد، مثال، مثالی مبين، تجسم، نمونه، نماینده، قانون، معیار، نماد، شخصیت، ذات.گروه کلاس رده، مرتب...
  • نوع دوستی مترادف: بشر دوستی.
  • نوعی اب نبات مترادف: چاپلوسی.
  • نوعی سگ کوچک خالدار مترادف: buffoon.
  • نوميد مترادف: منکوب افسرده disheartened، downhearted، dispirited، ناامید، آشفتگی، forlorn، حزن آور و غمزده، سودا، غمگین، دلگیر، morose، رنجور، ناراضی، بدبختی، آبی پایین.
  • نوپای مترادف: شروع, شروع, تشکیل,، نخست اولیه، بدوی بومی، مقدماتی، incipient، ظهور، dawning، ابتدایی، ابتدایی، جنين، توسعه، inchoate.
  • نوچه مترادف: مبتدی تازه کار، novitiate، آماتور، tyro کارآموز، گرینهرن،، تازه کار، tenderfoot، استخدام، شاگرد، دانش آموز، دانش آموز.
  • نوک قلم مترادف: منقار, neb, بیل, دماغ, صندلی.نکته، نقطه اوج.
  • نوک پستان مترادف: مدل manikin، مانکن mockup، شکل، تصویر، مثل، عقیلی, دو, waxwork, عروسک, عروسک.ساختگی, جعلی, جعلی, شم, جعلی, جعلی, جعلی,...
  • نوکر مترادف: manservant بدن بنده کمد, مرد, داماد, اپراتور, جمعه انسان flunky نجیب زاده نجیب زاده را.
  • نویسنده مترادف: نوشتن.صادركننده خالق، مخترع، پدر، طراح framer، برنامه ریز، معمار، محرک، پدر موسس، موسس.گرافيست، پنمن copyist, کاتب,...
  • نيابی مترادف: قائم مقام، دلسوز، غیر مستقیم، همدلانه در یک حذف, دوم, توسط پروکسی.
  • نياورند مترادف: شاید.
  • نيايش مترادف: برکت، بون benison تبرک، فداکاری، نیایش، نماز، نيايش، orison.
  • نيروها مترادف: عقب نشینی، پرواز، رم، وحشت، برداشت، تخلیه، خروج، رکود اقتصادی، ریپالس، برگشت، طولانی، شکست، سقوط، شکست،...
  • نيروهاي مترادف: ، آموخته علمی آگاه خوب بخوانید، تحصیل کرده، نوشته دار، سواد، bookish، معنوی، میلتون(١١)، polymath، جامع.
  • نژاد مترادف: مردم سهام، نژاد، قبیله، نوع کلاس، نوع، گروه، گروه قومی، بخش، قبیله، نسب، نسب، خانواده، پدری، نسل.مسابقه...
  • نکات دقیق وظریف مترادف: سایه درجه سایه، تنوع، تمایز، مدولاسیون، nicety، لمس، ردیابی، پالایش.
  • نکته مترادف: را اهدا، requite، پاداش، پاداش مى پرداخت، یاداش دادن.فاش کردن فاش آشکار، نشت، اطلاع رسانی، اجازه دهید، مطّلع،...
  • نکوهش مترادف: اعتراض.
  • نگاشته مترادف: احضار.
  • نگاه مترادف: به نظر می رسد به نظر می رسد در حال حاضر، نشان می دهد، شواهد، نمایشگاه، آشکار.نگاه اجمالی peep زیرچشمی نگاه کردن،...
  • نگاه کردن مترادف: نفرت و تحقیر، misprize، disdain spurn، contemn، snub، بگو، متنفر هستند، بی اعتنایی، نرخ، در تحقیر کلاه بالا نگه.
  • نگاهی اجمالی به مترادف: گرفتن نزد espy، جاسوسی، نقطه را ببینید، نگاه، چپ نگاه کردن، glint.نگاه زیرچشمی نگاه کردن، peep چپ نگاه کردن، نگاه،...
  • نگاهی توجه داشته باشید مترادف: اذعان کرد.
  • نگران مترادف: مشکل مراقبت از غم، طاعون، بار، صدمه دیده است، بدبختی، دلخوری، مشکل، تهدید.اضطراب uneasiness دلهره، نگرانی،...
  • نگران کننده مترادف: مزاحم، آزار دهنده، تحریک کننده، مضطرب، ازار دهنده، ناراحت، اخلال، مزاحم، دشوارترین، مجبور، پر دردسر، تلاش، تحریک کننده، rankling، carking.
  • نگرانی مترادف: نگرانی، اضطراب و پریشانی و disquietude و solicitude، دلهره.سازمان، استقرار، شرکت، شرکت، خانه، کسب و کار.نگران رنجانید،...
  • نگرش مترادف: استقرار شیوه، تحمل در برخواهد داشت، موقعیت، موضع، حمل و نقل، قیافه.خلق و خوی چشم انداز ذهن، منش، پاسخ، قاب، رفتار، رفتار، comportment، رفتار، خلق و خوی.
  • نگرفت مترادف: هوشمند، حاد، فهیم، دانشمندی مشتاق perspicacious، عاقلانه، زیرک، عملی، دانا، sharp-witted، حیله گری، منطقی، سیج، عاقلانه.
  • نگه مترادف: ایستاده سریع تحمل، باقی بماند، استقامت، ادامه مقاومت در برابر, آخرین, قطع در، حفاری در، چوب، حمل.
  • نگه دارید مترادف: باقی بماند استقامت، حفاری در تحمل, رفتن, نگه دارید تا، ادامه، حفظ، گیره، حمل.در نظر باور توجه, حفظ, خیال،...
  • نگه دارید تا مترادف: گذشته، تحمل پوشیدن، چوب، نگه، زنده ماندن باقی بماند، ادامه، تحمل.تاخیر توقف مانع، بلوک، قطع، جلوگیری از،...
  • نگه داشتن مترادف: حفظ مدیریت رفتار، اجرا، عمل، برخورد به، تجارت در، سهام.امرار معاش، پشتیبانی، به معنای، تعمیر و نگهداری, معاش,...
  • نگهبان مترادف: نگهبان محافظ سرپرست، حامی، حافظ، امانت، متصدی، سرپرست، ناظر، مدافع، قهرمان.ساده پایین به زمین طبیعی، بی ریا،...
  •