پزشکی مترادف: iatric بالینی، درمانی، تشخیصی و حرفه ای.دارویی ترمیمی, medicative sanative, درمانی, درمانی، شفا، دارای خاصیت درمانی.درمان,...
پزشکی قانونی مترادف: قابل بحی نقوذ جدلی, جنجالی, قابل بحث، شوده، کلامی، وقت تلف کردن، مطرح کردن، unsettled، دیالکتیک است.
پس مترادف: نتیجه نتیجه حاصل، اثر بعدی، نتیجه، پایان، عاقبت، پاداش، برجسته، denouement، نتیجه نهایی.باقی مانده ضایعات باقی مانده، باقی مانده، ترک، تعيين، بریده شده، توليد، یدکی، اضافی، تعادل.
پس از آن مترادف: انجا, thenceforth, پس از آن، پس از آن, بعد, پس از آن.بعد زیر موفقیت متعاقب آن، پی در پی, تقریبی, دوم, بعد پس از آن، خلفی، sequent ایند.
پس از حوادث مترادف: اسایشگاه بيمارستان، درمانگاه، پناهندگی، خانه، عقب نشینی، آبگرم، آب محل, حمام.
پس از سانحه مترادف: تکان دهنده زخمی، ناراحت کننده disorienting، اخلال، ناتوان، فلج، زخم دردناک disordering گیج کننده است، bewildering.
پس از لمس می کنی مترادف: مربوط به نگرانی خرس در، مربوط به، به، با اتصال، صحبت می کنند، در اشاره impinge در، اشاره به, بحث, درمان, ذکر تعلق دارند.
پس از نگاه مترادف: تماشای بیش از, مراقبت, ذهن, تمایل به محافظت از گارد، حضور، پرستار، نگه داشتن چشم در, نظارت، نظارت بر.
پسندیدند مترادف: آمورف بيشکل، ناصاف dumpy، unformed، amoeboid، نامنظم، بدون ساختار و مبهم، inchoate.
پسوند مترادف: علاوه بر این دلبستگی کمکی ضمیمه و مکمل های غذایی، فوق العاده، افزایش، ضمیمه، بال، شعبه, ادامه, تاخیر, تاخیر.گسترش کشش، طول، کشیدگی، طولانی شدن تداوم، افزایش، تقویت، بزرگ شدن گسترش.
پشت مترادف: در گذشته پیش رفته، قبلا، erstwhile، هنگامی که.عقب، پشت، به عقب، بازگشت، بطرف عقب, عقب, astern.باسن fundament صندلی, پایین,...
نقطه: محل, موقعیت, محل, نقطه, سایت, مرحله, مقطع, زمان, فوری، لحظه ای, نشان می دهد توجه نشان می دهد، آشکار، اشاره، اشاره، اشاره، مشخص، تاکید، یادآوری، Underscore, دید پیدا ببینید،...