پزشکی قانونی مترادف: قابل بحی نقوذ جدلی, جنجالی, قابل بحث، شوده، کلامی، وقت تلف کردن، مطرح کردن، unsettled، دیالکتیک است.
پس مترادف: نتیجه نتیجه حاصل، اثر بعدی، نتیجه، پایان، عاقبت، پاداش، برجسته، denouement، نتیجه نهایی.باقی مانده ضایعات باقی مانده، باقی مانده، ترک، تعيين، بریده شده، توليد، یدکی، اضافی، تعادل.
پس از آن مترادف: بعد زیر موفقیت متعاقب آن، پی در پی, تقریبی, دوم, بعد پس از آن، خلفی، sequent ایند.انجا, thenceforth, پس از آن، پس از آن, بعد, پس از آن.
پس از حوادث مترادف: اسایشگاه بيمارستان، درمانگاه، پناهندگی، خانه، عقب نشینی، آبگرم، آب محل, حمام.
پس از سانحه مترادف: تکان دهنده زخمی، ناراحت کننده disorienting، اخلال، ناتوان، فلج، زخم دردناک disordering گیج کننده است، bewildering.
پس از لمس می کنی مترادف: مربوط به نگرانی خرس در، مربوط به، به، با اتصال، صحبت می کنند، در اشاره impinge در، اشاره به, بحث, درمان, ذکر تعلق دارند.
پس از نگاه مترادف: تماشای بیش از, مراقبت, ذهن, تمایل به محافظت از گارد، حضور، پرستار، نگه داشتن چشم در, نظارت، نظارت بر.
پس زدن دهنه اسب مترادف: کشیدن تقلا، دو جلو، حمل و نقل کردن، تمرین، قرعه کشی، مسافت، خرس، حمل، schlep.lout، blockhead، الاغ، dolt، استدلال، احمق،...
پس زمینه مترادف: تجربه، آموزش، فرهنگ، محیط زیست، تربیت، گذشته، خانواده، سنت، تحصیل، پرورش، اعتبار، مدارک.
پساب اشپزخانه وامثال ان مترادف: دوغاب پیاده در برف سفرکردن، ول گشتن، لجن، باتلاق گل، سرگین، ماده چسبنده و لزج، زار، لجن و گل.چلپ چلوپ نشت، spatter چلپ چلوپ کردن، slosh، اسپری، سرریز است.
پسندیدند مترادف: آمورف بيشکل، ناصاف dumpy، unformed، amoeboid، نامنظم، بدون ساختار و مبهم، inchoate.
پسوند مترادف: گسترش کشش، طول، کشیدگی، طولانی شدن تداوم، افزایش، تقویت، بزرگ شدن گسترش.علاوه بر این دلبستگی کمکی ضمیمه و مکمل های غذایی، فوق العاده، افزایش، ضمیمه، بال، شعبه, ادامه, تاخیر, تاخیر.
پشت مترادف: در گذشته پیش رفته، قبلا، erstwhile، هنگامی که.برداشت renege لغو، ترک، رها، jilt، بازگشت، ۱۳۶۲، جلوگیری از، گول زدن،...
پشت سر هم مترادف: پی در پی، پی در پی سریال بی وقفه، بعدی, بعدی, زیر ثانويه، موفقیت، متعاقب.منفجر ضربه از فوران، شکستن باز، پارگی،...
پشته مترادف: شمع, جمع آوری, تجمع, پشته, حذف قوانین تبعیض آمیز.جمع آوری، شمع تا گروه حذف قوانین تبعیض آمیز، پشته، بار.بسته نرم...
نقطه: محل، مکان محل نقطه منطقه موقعیت سایت منطقه بلبرینگ، محل, نشان می دهد توجه نشان می دهد، آشکار، اشاره، اشاره، اشاره، مشخص، تاکید، یادآوری، Underscore, رانش, تم موضوع موتیف،...