فهرست اسامی همه مترادف


  • اعتراض مترادف: شی تعرض نشان می دهد، expostulate، شکایت، رد، دگراندیشی، مخالفت، ادعا، اعتصاب، picket، رای ديوان عالی ونزوئلا.تحولات...
  • اعتراف مترادف: ادعا فاش، گواهی آشکار، نشان دادن، نشان دادن، آشکار، اعلام.پذیرش اذعان avowal divulgence امتیاز, وحی, افشا کند.اجازه...
  • اعتصاب مترادف: برخورد, تصادف, دست انداز, سر و صدا، چراندن, sideswipe, تماس بگیرید.آمار، با صدا غذا خوردن، کشیدن، پانچ، ضربت سخت...
  • اعتصاب گنگ مترادف: متحیر کردن.
  • اعتماد مترادف: انتظار امید، باور، نگاه به جلو به پیش بینی، تامل، محاسبه، تصور، پیش بینی، انتظار، فکر می کنم به احتمال زیاد،...
  • اعتماد بنفس مترادف: وقار تضمین حفظ خونسردی، اعتماد به نفس، self-assurance، self-possession، تعادل فکری، خنکی، تعادل، ثبات، آرامش، imperturbability.
  • اعتماد به نفس مترادف: اعتماد به نفس.اعتماد به نفس.مطمئن، اعتماد به نفس, خود سر, cocksure, خود راضی، بعضی، قانع، مثبت و صعودی، مطمئن، امن...
  • اعتمادي مترادف: جامد، صدا، شرکت، well-grounded معتبر، تصدیق معتبر، قابل اعتماد، تاسیس، واقعی، ثابت، تایید، اثبات، تایید شده.
  • اعتیاد به مواد مخدره مترادف: فریب.تقلب.
  • اعدام مترادف: مجازات اعدام مجازات اعدام.اجرای موفقیت، دستاورد، تخلیه consummation، effectuation، عملکرد، تکمیل.
  • اعزام مترادف: ارسال هدایت ترخيص محموله، اخراج، تسریع، ارسال.سرعت, عجله, عجله، سرعت، promptness، همصدایی, سفر, precipitateness.کشتن ذبح،...
  • اعطای مترادف: دادن جایزه، در حال حاضر بر اساس، مشورت، سبب، اهدا، بیان.انتقال dower تخصیص، انتقال، اختصاص، ترک، consign.بازپس...
  • اعلام مترادف: اعلام اعلام گزارش، آشکار، بگویید، برقراری ارتباط، اطلاع، فاش کردن، اعلام، خواهد نوید دهنده، سیگنال، نوید...
  • اعلام بی تقصیری مترادف: ببخش عفو، تبرئه بزدايد، بخشیدن، exculpate، روشن، انتشار، معاف، بهانه، آزاد، تخلیه، اجازه دهید روغن.
  • اعلامیه مترادف: بیانیه پیشنهاد، گزاره، ادعای گفته، رسوب، avowal، ارائه، افشا، بیان، رسیتال، سخنرانی، قرائت.
  • اعلان مترادف: سریع سریع آماده، سریع، هشدار، سریع، کارآمد، توجه، wide-awake، پاسخگو، مشتاق، تعاون، پر انرژی، توپ.چوب یادآوری...
  • اعلیحضرت مترادف: stateliness عظمت شکوه، شکوه و جلال، شکوه، نجابت، تمایز، کرامت، افتخاری، portliness، grandiosity، regalness، پمپ.
  • اعمال مترادف: مورد آزار و اذیت آشفته پریشان، ناراحت، هیجان زده، نگران، مزاحمت، vexed، مشکل، اذیت، درآورد، بر قرار است.کار،...
  • اعوجاج مترادف: ارائه اطلاعات نادرست misstatement، فرار از اغراق، فریب، انحراف، جعل، دقت، dissimulation، دروغ، prevarication.
  • اغاز مترادف: شروع آغاز شروع، وارد، متعهد، تروریسم، راه اندازی، افتتاح، سرچشمه، معرفی، بهار، در، باز.
  • اغراق مترادف: اغراق, اسراف, کاریکاتور, puffery, داستان بلند, overstatement, ارایش overkill.اغراق overstatement ارایش، puffery، ballyhoo، بزرگنمایی،...
  • اغلب مترادف: اغلب.بارها و بارها اغلب اغلب، بارها، عادت، معمولا، recurrently، عادی، معمولا به طور کلی، خیلی.
  • اغوا مترادف: ترفند وسوسه فریب، دام، انگیزه، جذابیت، blandishment، جاذبه، طلسم، آهنربا.
  • اغوا کننده مترادف: seducer، با چنگک جمع کردن، philanderer، افسارگسیخته، roué، بطلبيد، debaucher، lecher، sensualist، profligate، گرگ، عاشق، دون خوان casanova,...
  • اغوش حمل کردن مترادف: مرکز اصلی قلب میانه، داخلی، دوره فترت درونی، هسته، پنبه، مغز.سینه سینه, سینه ماما، پستانک، نوک پستان، حفر...
  • اغوش گرفتن مترادف: پیچ و تاب.
  • اف بی گندر مترادف: نگاه نگاه اجمالی، جوانه زدن، زیرچشمی نگاه کردن، چشمک، چشمک زدن، فلش، کودتای d'oeil.
  • افتا مترادف: پلت فرم.
  • افتاد مترادف: سطح قطع بتراشیم، کف، زمین، سجده، راز، صاف، گویی.
  • افتاد، مترادف: پوسیدگی.
  • افتادگی مترادف: ساج نزول کردن، slump اویزان کردن، wilt، فلپ، فلاپ، خم، قطع، slouch، کشیدن، دنباله، غرق، بنیانگذار، بستگی دارد،...
  • افتتاح مترادف: اغاز آغاز شروع، موسسه، آغاز، سرچشمه، راه اندازی، فعال، باز، برتر.نصب و راه اندازی، القاء، تاج ستانی، شروع،...
  • افتخار مترادف: ستایش ستایش dignify، بزرگداشت، -جویند، جشن، تزئین، fete، lionize، تعریف، استناد، شناخت.احترام توجه شهرت، اعتماد به...
  • افتخاری مترادف: اسمی titular افتخاری، داوطلبانه، پرداخت نشده است.ارتفاع ارتفاع، تپه، ظهور، پرتگاه صخره، اوج، دماغه.رتبه...
  • افترا مترادف: تهمت.تهمت تهمت denigration، لام، اشاره، افترا، obloquy، فحاشی، aspersion، کنایه، حمله، رسوایی.پاكدامن مقایسهٔ، تهمت،...
  •