استخوانی مترادف: lank یدکی لاغر، نازک، لاغر، lanky، زاویه ای، نحیف، لاغر و استخوانی، rawboned، fleshless، وزني،، gangling، spindling.
استدلال مترادف: اختلاف، اختلاف بحث جنجال، مجادله، دعوا، درگیری، مشاجره، disputation، اختلاف و تفرقه، جرو، تف، نزاع، دشمنی،...
استدلال می کنند مترادف: اختلاف مخالف feud، دعوا، bicker، مبارزه، تف، بحث، چانه زدن، wrangle، ادعا.تمنایی حفظ، ادعا ادعا، نگه، اثبات، نشان می دهد، متقاعد کردن، نشان می دهد، بحث، نشان می دهد، رد، چالش.
استراتژی مترادف: تاکتیک، تدارکات، برنامه ریزی، توطئه، gamesmanship، فتنه، مانور، machination.طرح مانور سیاست، برنامه، طرح، برنامه بازی، طرح، طرح.
استراتژیک مترادف: قابل توجهی عمده تابعه، مهم، قاطع، بسیار مهم، کلید، انتقادی، حیاتی، سیگنال، کاردینال.
استراحت مترادف: فروکش کردن بگیرد، اجازه دهید تا آرام، مخروطی، آهسته، فروکش، کاهش، کاهش، کاهش، سهولت خاموش سرد.چشم پوشیدن از...
استرس مترادف: تاکید اهمیت اهمیت، نگرانی، لحظه، وزن، گرانش، نیروی، واردات، توجه داشته باشید، لهجه، ضربه، چیستان،...
استرلینگ مترادف: اول با ارزش، ارزش، عالی و برتر، فوق العاده، به قابل تحسین، میزان نفیس, شایسته, عالی, ارزشمند.
استرن مترادف: راسخ شرکت سخت، مصمم، ثابت قدم، ثابت، پولادین، مصمم، غیر منقول، ثابت محکم، چاق و چله.خشن سخت شدید، سخت، سخت، سخت، سخت، خواستار، دیکتاتوری، دقیق، سفت و سخت، بی امان، تلخ، كسانى كه ستم، ترسناک بی امان.