اجازه دهید مترادف: تظاهر ادعا، وانمود کردن، شبیه سازی و نادیده گرفتن، dissimulate، تحت تاثیر قرار، فرض، تقلبی، شم، تلقین کردن،...
اجازه دهید تا مترادف: بگیرد فروکش فروکش کردن، ebb، کاهش، کاهش، افول، سهولت، متوسط، استراحت، بهبود بخشد، اجازه پایین، نرم کردن و تضعیف، سهولت.
اجازه دهید کردن مترادف: منتشر می کنند، تخلیه، انتشار، اخراج، نشت، بیرون آمدن، دفع.بهانه اخراج معاف، اعلام بی تقصیری، تبرئه، لوازم یدکی، موکول، برای از بین بردن.
اجازه می دهد مترادف: اعتراف بازپس، اعتراف، اذعان عطا، خود را، خود را، اعلام، تسلیم.اجازه اجازه، تحمل، رنج می برند، اجازه ادعائي نسبت به، را، vouchsafe، توانمند سازی، مجوز، قرار داده تا با، ارسال، اقدام به، ایستاده.
اجتناب ناپذیر مترادف: اجتناب ناپذیر ineluctable، بخت، بی شفقت مطلق،، unpreventable، مقاومت، مطمئن، اجباری، واجب لازم، خاص، غیر قابل انکار است.
اجتناب ناپذیر است مترادف: اجتناب ناپذیر مقصد، بخت شود predestined، ربطی به اجرا ندارد، بی شفقت، مصمم، برونزا, مطمئن, خاص, تاسیس, مقرر ثابت تغییرناپذیر تغييرناپذير، تغییر ناپذیر است.
اجرا مترادف: نوع کلاس سفارش، نوع، مرتب کردن، انواع، مجموعه، شخصیت، گروه، سخنرانان، گونه، تمبر، نام تجاری.مدیریت مستقیم...
نقطه: جزئیات مورد گام، خاص، نمونه بخش قطعه مقاله، بخشی, هدف مستقیم آموزش، سطح، پرتو، صورت، تبدیل، تعمیر تمرکز, نشان می دهد توجه نشان می دهد، آشکار، اشاره، اشاره، اشاره،...